على رفيعى
129
تاريخ زندگانى امام صادق (ع) (فارسى)
نمىشود كه تو ما را از اين كار باز دارى . امام فرمود : من جز خيرخواهى نسبت به تو انگيزهاى ندارم . ابو سلمه نظير نامه تو نامهاى نيز به من نوشته است ، ولى فرستاده او پاسخى جز پاسخ تو ، از من دريافت كرد . من پيش از آنكه نامهءاو را بخوانم آن را سوزاندم عبداللّه ، خشمگين ، محضر امام ( ع ) راترك كرد . « 1 » امام ( ع ) دراين گفتگو ، به اهداف پنهانى وحركت پشت پردهء عباسيان اشاره و براين واقعيّت تأييد كرد كه ابومسلم و ابوسلمه جز مهرهاى و آلت دستى بيش نيستند . كسانى كه آنان را به خراسان و كوفه فرستادند و درامر نهضت ، عليه امويان توجيهشان كردند ، كارگردانان اصلى اين حركت هستند و آنان جز حكومت ، انگيزهاى ندارند . و چنانچه فرزند تو يا هركس ديگرى در اين امر با آنان به منازعه برخيزد كشته خواهد شد . البته امتناع امام از مبارزه با امويان يا عباسيان تنها به اين علت نبود كه اگر در برابر آنان قيام مىكرد كشته مىشد ؛ چه آنكه آن حضرت اگر مىدانست شهادت وى براى اسلام ومسلمانان اثر بهتر ومفيدترى دارد ، آنسان كه شهادت جدّش امام حسين ( ع ) داشت ، بدون شك راه شهادت را بر مىگزيد . ولى تشخيص امام از دوران خود اين بود كه در آن شرايط ، رهبرى نهضت علمى ، فكرى و تربيتى جامعه اسلامى ، مفيدتر وثمربخشتر از قيام به شمشير و درنهايت ، شهيد شدن است . باتوجه به اين جهات بود كه امام صادق ( ع ) خود را ازكشمكشهاى سياسى بين امويان و عباسيان كنار كشيد و از مبارزه مسلحانه به منظور دستيابى به حكومت صرف نظر كرد و به تداوم و گسترش ابعاد نهضت فرهنگى كه توسط جدّش امام سجاد و پدرش امام باقر عليهماالسلام پايه گذارى شده بود ، همّت گمارد .
--> ( 1 ) - ر . ك : مروج الذهب ، ج 3 ، ص 254 - 255 .